محمدتقى نورى

349

اشرف التواريخ ( فارسي )

حاضر شده ، عرض حال خويش را كماكان معروض سدّهء سدره مرتبه « 1 » داشتند . اگرچه رسما للاحتياط احكام مطاعه و مناشير لازم الاطاعه همان ساعت به حكام اطراف و زمينداران ولايات صادر شده كه در هرجا باشند سارقين را با اموال تجّار پيدا نموده ، روانهء دربار گيتىمدار ( 139 الف ) و الا نمايند ، و ليكن مسوّد اوراق در همان‌جا شرف حضور داشت كه شاهزادهء فراست‌انديش لحظه‌اى سر در پيش داشته ، « 2 » بعد به زبان مبارك فرمودند كه هرچند ما به حكام اطراف و اكناف حكم فرموده‌ايم و ليكن اين عمل را بعضى از جهّال ايلات مرتكب شده‌اند و همان ساعت سران و سركردگان « 3 » كل دسته‌جات را طلبيده در معرض يرغو بازداشتند . حسب الاستدعاى بعضى از اعيان دولت از تنبيه آنها گذشته سه روزه حجّتى به قيد التزام از خوانين گرفته شد كه يا مال يا دزد را بدهند يا اينكه پى سارقين را خود « 4 » بيرون نموده « 5 » به جايى منتهى نمايند . چون در روز سيم اثرى به ظهور نرسيد ، شعلهء قهر و « 6 » سياستش ملتهب شده ، حكم به اخذ و قيد سركردگان « 7 » و خوانين اعظم ايلات شده ، مجموع آنها را « 8 » قرا به قرا به گردن كردند . چون ديدند كه حدس شاهزادهء بافرهنگ از روى دانش و بينش بلكه « 9 » از الهامات غيبى است و راه نجاتى از براى آنها نيست ، ناچار از روى اضطرار در مقام عجز و انكسار درآمده ، واسطه و وسايط انگيخته ، به ضامن معتبر و موعد مقرّر از آن ورطه مستخلص و دست از پى برده ، همان تفرّسى كه شاهزادهء دانشمند كرده بودند ، سارقين از ميان دسته‌جات ما فى و بايروند درآمده ، چون يقين كامل به صلب و قتل ايشان مىرفت و در مرتبه چهل پنجاه نفر جوانان كارآمد هيئت نامى « 10 » به قتل برسند ، جميع سركردگان « 11 » ركابى به هيئت اجتماعى شمشير به « 12 » گردن در سلام عام زانو زده مستدعى عفو و اغماض تقصيرات و

--> ( 1 ) . مج : سدره‌نشان . ( 2 ) . مج : داشتند . ( 3 ) . مج : سركردگان و خوانين والاشأن . ( 4 ) . مج : از ميان خود . ( 5 ) . مج : كرده . ( 6 ) . مج : « و » ندارد . ( 7 ) . مج : سركرده‌گان . ( 8 ) . مج : مجموع آنها را كه هرگز چنين سياستى در مخيله ايشان نمىگذشت در زندان برده . ( 9 ) . مج : بل . ( 10 ) . مج : جوانان متهور كارى مىبايست . ( 11 ) . مج : سركرده‌گان . ( 12 ) . مج : در .